تبليغاتX
شب نیلوفری
شب نیلوفری
به وبلاگ شب نیلوفری قدم رنجه فرمودید خوش آمدید
مدیریت وبلاگ را با ارایه نظرات و پیشنهادات خود در جهت هر چه بهتر شدن مطالب وبلاگ راهنمایی نمایید.
با آرزوی لحظاتی خوش و سرشار از شادمانی برای شما دوست عزیز .
» درخواست کمک
یکشنبه سی ام فروردین 1388 - 7:25 بعد از ظهر - نویسنده : غریب آشنا
با سلام خدمت دوستان خوبم

جوانی هستم ۳۰ ساله که حدود ۷سال نامزد کردم

ولی تا کنون بدلیل ناتوانی مالی نتوانستم همسر خود را بیاورم

لذا از کسانی که توانایی کمک به این حقیر را دارند تقاضا مندم کمک های مالی خود را به حساب شماره ۰۲۰۰۳۵۳۲۰۳۰۰۳ بانک صادرات واریز نماییند

 

با تشکر از همه دوستان

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
پنجشنبه بیستم تیر 1387 - 2:52 بعد از ظهر - نویسنده : غریب آشنا
سلام من و گلم الان با همیم

لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» شعر
دوشنبه سیزدهم آذر 1385 - 9:54 بعد از ظهر - نویسنده : غریب آشنا

من غریب شهر عشقم

وقتی خواستم از عشق بگویم

گفتند گناه است

وقتی خواستم به راستی حرف بزنم

گفتند دروغ است

وقتی گریه کردم

گفتند بچگانه است

وقتی خندیدم گفتند دیوانه است

و حالا که اندوهگینم و برای عشقی چون مشکی می گریم می گویند عاشق است.

ولی باز با این حال زندگی رو دوست دارم با تمام بد بیاریش

عاشقی رو دوست دارم با تمام بی قراریش

من می خوام اشکا بفهمن وقتی از چشام می ریزن

تنهایی گرچه کشندس واسه من خیلی عزیز

تو کتاب نوشته عاشق

خیله تنها .. خیلی خستس .. جای بارون بهاری .. روی چترای شکستس

اما من میگم ی عاشق تموم دنیا رو داره همه چترارو باید بست وقتی اسمون میباره



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» شعر
جمعه دهم آذر 1385 - 3:57 بعد از ظهر - نویسنده : غریب آشنا

 

اوج

 

شبي دردشت باراني سكوتي بود پنهاني          

چه بر اين دل گذشت اي يار ، بگو آخر تو مي داني؟

من از دنياي تنهايي به دامانت رسيدم

در آن آوار ويرانگر كسي جز تو نديدم

نفس را سخت مي چينم دلم را خسته مي بينم

تو را خواهم به سامانم تو را مردانه خواهانم

تو را چون كوه مي خواهم قوي و استوار و سخت

تورا چون عشق مي خواهم كه باشم راضي از اين بخت

تو را آرام و دريايي تو را زيبا و رويايي

تو را همچون نديدنها تو را اوج رسيدنها      

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» شعر
جمعه دهم آذر 1385 - 1:19 بعد از ظهر - نویسنده :



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» حمید
جمعه دهم آذر 1385 - 1:17 بعد از ظهر - نویسنده :

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» هر گاه احساس تنهايی کردی اين حقيقت رو به خاطر داشته باش.
جمعه دهم آذر 1385 - 1:15 بعد از ظهر - نویسنده :


لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» شعر
جمعه دهم آذر 1385 - 1:13 بعد از ظهر - نویسنده :
دیدی غزل سرود عاشق شده بود   ..........................     انگار خودش نبود عاشق شده بود

بیچاره افتاد شکست زیر باران پوسید  ......................... آدم که نکشته بود عاشق شده بود

چه سخت است گم شدن در وجود  به یک سروده دل بستن.........!   



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» توصيه هايي براي 12 ماه سال
جمعه دهم آذر 1385 - 1:12 بعد از ظهر - نویسنده :
فروردين : تو که حال و حوصله سر و کله زدن با بچه هاي دماغوي فاميل رو نداري ...
 دلت هم واسه صنار سه شاهي عيدي که لک نمي زنه ...
 پس بگير توي اين هواي خوب راحت بخواب !
 
ارديبهشت : توي اين هوا راه مي افتي توي خيابون ،
 يکي ديگه هم ديدي هوايي شده بود راه افتاده بود توي خيابون ، بعد خب ...
 بهتون گير ميدن ها ...!
 دنبال درد سر نگرد ، راحت بگير بخواب !
 
خرداد : بيخودي ميري بيرون که چي ؟
مگه نمي خواي امتحان پايان ترم رو با گواهي پزشکي حذف کني ...؟
پس دنبال يه دکتر آشنا بگرد و بعدش تو خونه بخواب تا همه فکر کنند حالت بده ... !
 
تير : باز فصل ميوه شروع شد ...
 گيلاس که دل درد مياره ، هلو که گرونه ، هندونه بخوري سرديت مي کنه ،
 زرد آلو نفخ مياره ... مگه مرض داري خودتو مريض کني؟ ...
 خوب مثل بچه آدم بخواب !
 
مرداد : بيرون عين جهنم داغه ...
 تا مخت نيمرو نشده يه جاي خنک زير کولر پيدا کن بخواب ...!
 
شهريور : از ما گفتن ... اين آخرين فرصت خوابه ها ...
 پس فردا باز درس و کلاس و مصيبت ...
 از اين فرصت آخر واسه خوابيدن خوب استفاده کن ...!
 
مهر : حال و حوصله درس خوندن رو که نداري ؟ ...
 داري؟ ...
پس واسه فرار از گير دادن هاي بابات بگير يه گوشه تو اتاقت تخت بخواب ...
 
آبان : ماه مزخرفيه ...
 بيرون که انگار قاتي دود ها يکم اکسيژن هم به کار بردن ...
دوست داري تنگي نفس بگيري؟ ...
حال داري بعد هربار بيرون رفتن بري حموم؟ ...
 بگير بخواب خلاص !
 
آذر : کي گفته زير باران بايد رفت ....؟
احمقانه ترين کار دنيا زير باران رفتنه !
يه جايي رديف کن يه پتو بکش رو خودت ، چرت مي چسبه ... نه؟
 
دي : ديگه خود اخبار هم داره ميگه به علت برف شديد
 اگه کار ضروري ندارين از خونه بيرون نياين ...
 پس بچه حرف گوش کني باش و تو خونه بخواب !
 
بهمن : تو روز خوش بيرون نبودي ..
 حالا تو سرماي زمستون ميخواي کجا بري ؟
الکي خودت رو گول نزن ...
 پس بخواب ديگه !
 
اسفند : همه دارن خونه تکوني ميکنن ...
 کلي اسباب اثاثيه بايد جابجا کني ...
بهترين بهونه واسه از زير کار در رفتن چيه؟ ...
 بگير بخواب !!



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» اعلامیه
دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 - 0:32 قبل از ظهر - نویسنده : غریب آشنا
با سلام خدمت دوستان

جهت همکاری در این وبلاگ به افراد خوش ذوق و علاقه مند نیازمندیم

 

 

 

 

                                                        با تشکر

                                                        مدیریت وبلاگ



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» كپی رایت
Home - Contact Us - Creative Design Center - top -

Powered by BLOGFA.COM
Copyright ©2005 - 2006 , absharabi.blogfa.com

اطلاعات کامپيوتر شما